السيد الخميني
113
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
ديدمشان اما خوب ديدمشان - و اين آقا « 1 » كه نور چشم من است و سابقه دارم با ايشان سالهاى طولانى ، و اين قدر رنج ديده است از اين رژيم فاسد كه الآن كسى به من گفت ايشان باز آثار آن شكنجهها در بدنش هست ، و مقاومت كرده اين آقا را قدرش را بدانيد ، اين يك آدم معمولى نيست ، يك آدم زايد بر معمول است . و من اميدوارم كه با همت همهء شما ان شاء اللَّه اين نهضت پيش برود و اين چهرهء اسلام خوب نمايش پيدا كند . يعنى ما يك متاعى داريم كه اين متاع را چنانچه عرضه بكنيم ، همهء عالم قبول مىكنند . نمىگذارند اين متاع را ما عرضه بداريم ، نگذاشتند . سالهاى طولانى نگذاشتند كه ما عرضه كنيم اين متاعى كه داريم ؛ و آن اسلام است . الآن يك خرده ، يك بادى از اسلام آمده است يك نسيمى از اسلام در اين مملكت آمده است ، الآن از هر جا مىآيند مىگويند كه همه عاشق ايرانند . همين الآن يك آقايى ، كه رفته بود در يك محلى در خارج ، آمده بود مىگفت كه در آن جلسهاى كه ما بوديم و پنجاه و چند نفر از اشخاصى - كه روشنفكرهاى آنها و از علماى آنها بودند - همهشان اظهار مىكردند كه ايران چطور ، ما چطور هستيم . و [ با ] ملتها با هر كس كه تماس گرفتيم همه اسم از ايران مىبردند ، و قضيهء ايران چطورى است . نظر دارند الآن به ايران . الآن چند نفر هم از بنگلادش بود كه آمده بودند اينجا ، اينها هم همين طور مىگفتند كه ملت ما همه توجه به اينجا دارند و چشمشان به اينجاست . همهء عالَم الآن چشمشان را دوختهاند كه ببينند ما چه مىكنيم ؛ ما راست گفتيم كه حكومت عدل اسلامى ؛ يا خداى نخواسته خلاف گفتيم و خودمان هم غير اسلامى هستيم و غير عدل اسلامى . باز اگر اين طور حساب بكنند كه اينها غير اسلامىاند ، باز يك چيزى بود ؛ اما بگويند كه اسلام اين است ، شكست آن است كه بگويند كه اسلام اين است كه اينها پاسدارهايشان هستند و اينها هم آخوندهايشان . خودتان را حفظ كنيد برادرهاى من . توجه كنيد به اينكه مسئوليت زياد است ، و بايد .
--> ( 1 ) - آقاى حسن لاهوتى .